بوی سا
لغت نامه دهخدا
بوی سا. ( اِ مرکب ) و بوی سای؛ سنگی باشد که عطریات بر آن سایند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ). سنگ صلایه. ( ناظم الاطباء ). مداک. صلایه. صلادة. ( زمخشری ). صلایه. ( منتهی الارب ). مدوک. ( منتهی الارب ):
این بوی سای این فلکی هاون
میسایدم بدسته آزارش.ناصرخسرو.
فرهنگ عمید
سنگی که بر روی آن داروهای خوش بو می ساییدند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) سنگی باشد که عطریات را بر آن سایند.
جمله سازی با بوی سا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کو جهد که چون بوی گل از هوش خود افتم یعنی دو سه گام آنسوی آغوش خود افتم
💡 دل دهیم، از سر زلف تو چو بویی یابیم جان فشانیم، اگر آن رخ زیبا بینیم
💡 بوی تو رساندند ز یوسف به زلیخا این نعره زنان آمد و آن جامه دران رفت
💡 عندلیب آن گلستانم که جوشد بوی گل نشتر نظاره بگشاید اگر شریان خار
💡 ، بوی استوری، ایتزی، نیزییو، Xdinary Heroes و انمیکس را نام برد و همینطور از هنرمندان سابق مطرح این کمپانی، میتوان به رین، جی.او.دی، واندر گرلز، توایام، میس ای و گاتسون اشاره کرد. از هنرمندان سولوی مطرح این کمپانی میتوان به ایم نایون و برنارد پارک اشاره کرد.
💡 فعالیت گربههای دمکوتاه به مناطق مشخصی محدود میشود که اندازه آن بسته به جنس و توزیع طعمه متفاوت است. زیستگاه گربه دمکوتاه با مدفوع، بوی ادرار، و با پنجه زدن درختان برجسته منطقه نشانهدار میشود.