بوسه بخش

لغت نامه دهخدا

بوسه بخش.[ س َ / س ِ ب َ ] ( نف مرکب ) بخشنده بوس:
چووقت باده بود باده گیر و باده گسار
چو وقت بوسه بود بوسه بخش و بوسه ستان.فرخی.

فرهنگ فارسی

بخشند. بوس

جمله سازی با بوسه بخش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عید است و به عیدی چه شود گر به من زار یک بوسه کنی زان لب جان بخش حواله

💡 بوسه فرستادن نمادین با پشت دست که ایرانیان در باره ی فرادستان اجتماعی (هازمانی) انجام می‌دادند نیز بخشی از آیین دربار در زمان هخامنشیان بود. یونانیان آن را پروسکونسیس می‌نامیدند.

💡 برخیز و پای‌کوب و قدح بخش و بوسه‌ده با بانک چنگ و تار و نی و بربط و رباب

💡 بوسه هاگ، روستایی از توابع بخش جبالبارز جنوبی شهرستان عنبرآباد در استان کرمان ایران است.

💡 از فیلم‌های معروف او می‌توان به بازی در فیلم یک جنایت کامل، میسیسیپی ماسالا، عطش مبارزه: زاغ مقلد - بخش ۱، خصلت خانوادگی، شوهر تصادفی، نسل ام...، بعد از یانگ، آموزش رانندگی، هنر عالی، اذان، فقط یک بوسه و کاماسوترا اشاره کرد.