لغت نامه دهخدا
لعاب زمردنقاب. [ ل ُ ب ِ زُ م ُرْ رُ ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از شراب است. ( مجموعه مترادفات ص 224 ).
لعاب زمردنقاب. [ ل ُ ب ِ زُ م ُرْ رُ ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از شراب است. ( مجموعه مترادفات ص 224 ).
کنایه از شراب است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر همچو زنی لب لعاب افشان را در حالت اعراض و خوشی احسان را
💡 خسرو خشم تو هیچ ار بر چمن مینگذرد در لب شیرین لعاب نخل حنظل میکند
💡 شیر تَنیدهست درین ره لعاب سر چو گَوَزنان چه نهی سوی آب؟
💡 سزد که از اثر خلق و لطف جان بخشش به کام افعی گیرد مزاج شهد لعاب
💡 عطای دست تو تا ابر دید با سایل فکند بر رخ دریا هزار باره لعاب
💡 سحاب دست تو خورشید را دهد مایه لعاب کلک تو شاخ امل برآرد بر