برخورداری از بهداشت و سلامت، یکی از حقوق بنیادین فردی و اجتماعی تلقی شده و در آموزههای اسلامی در قالب احکام وجوبی، حرمتی، استحبابی یا مکروهی گنجانده شده است. سلامت جسم و روان، به عنوان ابزارهای اساسی برای تکامل و تعالی انسان، نه تنها از منظر اخلاقی و دینی دارای اهمیت است، بلکه از دیدگاه اقتصادی نیز نقشی حیاتی در پویایی و موفقیت یک جامعه ایفا میکند. جامعهای موفق است که اعضای آن از سلامت جسمی و روانی برخوردار باشند؛ چرا که این سلامت زیربنای هرگونه پیشرفت و شکوفایی است. این رویکرد جامعنگر اسلام به مقوله بهداشت، نشان از حکمت شارع در ملاحظه تمامی مصالح و مفاسد زندگی بشری دارد.
مبنای قوانین اسلامی بر فطرت سلیم انسانی استوار است؛ همانگونه که امام باقر تأکید فرمودهاند، خالق انسان به نیازهای او آگاه است و بر اساس همین علم، آنچه نافع و مصلحتآمیز است را حلال و آنچه مضر و مهلک است را حرام شمرده است. قرآن کریم نیز این اصل را با عبارت «وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیهِمُ الخَبائِثَ» تأیید میکند. مکتب اسلام با تحریم صریح پلیدیها و خبائث، و در مقابل، حلال شمردن پاکیزگیها و پاکیزهخواری، مسیری روشن برای تأمین سلامت عمومی فراهم آورده است. رعایت این اصول بهداشتی در مواردی به درجه وجوب میرسد؛ زیرا حفظ جان، که خود از واجبات قطعی است، مبتنی بر رعایت بهداشت است و عدم توجه به آن میتواند مصداق «وَ لاَ تُلقُوا بِایدِیکُم الَی التَّهلُکَه» (خویش را به دست هلاکت نیندازید) باشد.
دستورات اسلامی در حوزه بهداشت شامل طیف وسیعی از احکام میشود که اکثریت قریب به اتفاق مسائل بهداشتی را تحت پوشش قرار میدهد. تحریم مصرف مواد پلید و زیانآور نظیر خون، چرک، متنجسات، گوشت مردار و حیوانات حرامگوشت، و همچنین هرگونه مسکرات که عقل و سلامت را مختل میکند، نمونههایی از حرمتها هستند. در مقابل، تأکید بر طهارت بدن و لباس به عنوان شرط اساسی عبادات اصلی چون نماز، و مستحب شمردن اعمالی نظیر مسواک زدن و مزمزه و استنشاق در وضو و غسل، نشاندهنده اهتمام اسلام به پیشگیری و حفظ سلامت فردی در بالاترین سطح است. این دقت نظر در تمامی ابعاد زندگی، بهداشت و پیشگیری را به یک اصل زیربنایی در نظام فکری اسلام تبدیل کرده است که به تبع آن، سلامت فکری و جسمی جامعه را تضمین و از منظر اقتصادی نیز موجبات نیز موجبات صرفهجویی و کارایی را فراهم میآورد.