بلا دافع

لغت نامه دهخدا

بلادافع. [ ب ِ ف ِ ] ( ع ص مرکب ) ( از: ب + لا ( نفی ) + دافع ). دفعناشدنی. آنچه نتوان رد و دفع کرد. ردناشدنی: اکنون همه دانستند که قضاء حق واقع و حکم الهی ممضی و بلادافع. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 454 ).

فرهنگ فارسی

دفع ناشدنی. آنچه را نتوان رد و دفع کرد. رد ناشدنی.

جمله سازی با بلا دافع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بخدا در بلا پناه طلب زانکه دافع خداست نه حذرست

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز