لغت نامه دهخدا
بشن پد. [ ب ِ ش َ پ َ ] ( اِ ) بشن پذ. نوعی از سرود هندی است مثل دهرپد. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( ماللهند ص 273 س 8 ).
بشن پد. [ ب ِ ش َ پ َ ] ( اِ ) بشن پذ. نوعی از سرود هندی است مثل دهرپد. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( ماللهند ص 273 س 8 ).
یا بشن پذ نوعی از سرود هندی است مثل دهرپد ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر سروی به بالای تو باشد نه چون بشن دلارای تو باشد
💡 گارفیلد از رژیم غذایی و دوشنبهها متنفره چون فردای یکشنبهست و دائم تو اون روز بدشانسی میآره! اون از عنکبوتها هم متنفره و گاهی با روزنامه یا هر چیزی که دم دستش باشه اونقدر می زنه رو سرشون تا مثل پنکیک نازک بشن. گاهی اوقات پردههای خونهٔ جان رو پاره میکنه و سرخس جان رو می خوره یا تکهتکه میکنه. این جور مواقع جان خیلی از دستش عصبانی میشه.