بسر تازیانه بخش
لغت نامه دهخدا
بسر تازیانه بخشیدن. [ ب ِ س َ رِ ن َ / ن ِ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) بسر تازیانه دادن. چیزی را سهل و فرومایه دانسته به اشاره سر تازیانه عطا فرمودن. ( آنندراج ):
آوریدی جهان به تیغ فراز
بسر تازیانه دادی باز.نظامی ( از آنندراج ).خسرو بسر تازیانه بخشد
چون ملک عراق ار هزار باشد.انوری ( از آنندراج ).
جمله سازی با بسر تازیانه بخش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن شهسوار گو مکش از غمزه تیغ کین چون کار عالمی بسر تازیانه ساخت
💡 هرچند پا برهنه روم در رکاب تو هیچم نوازشی بسر تازیانه نیست