بابلی دادن

لغت نامه دهخدا

بابلی دادن. [ ب ِ دَ ] ( مص مرکب ) تخفیفی است از باولی دادن. رجوع به باولی دادن شود.
بابلی دادن. [ ب ِ دَ ] ( مص مرکب )بولی دادن. باوِلی دادن. سر کردن جانور شکاری بر جانور دیگر خواه خانگی باشد خواه صحرائی، سیفی گوید:
زبهر بابلی چرخ خویش شاه این را
نگاه دار چو مرغ دلم شود شنقار.
طغرا گوید:
بازدار فلک ازبهر تذروافکنی ام
خواست بولی بدهد بر مگس انداخت مرا.
امین مستغنی گوید:
شاهین بخت خصم شکار ترا نیافت
دست زمانه هرگز محتاج باولی.( از آنندراج ).رجوع به باولی شود.

فرهنگ فارسی

سر کردن جانور شکاری بر جانوری دیگر

جمله سازی با بابلی دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در بین‌النهرین، روی یک کتیبه بابلی مربوط به قرن ۷ پیش از میلاد با خط میخی، دستورالعملی برای رنگرزی پشم وجود دارد که پشم لاجوردی رنگ با تکرار غوطه‌ور کردن و در معرض هوا قرار دادن پارچه به دست می‌آید. نیل از مهم‌ترین وارداتی بود که از هند انجام می‌شد. رومی‌ها از نیل به عنوان رنگ برای نقاشی و مواد دارویی و آرایشی استفاده می‌کردند. نیل از محصولات زینتی‌ای بود که توسط تاجرهای عربی به مناطق مدیترانه‌ای وارد می‌شد.

💡 قصد از این ترتیب و مقررات به‌طور آشکار این بود که بابلی‌ها را با چرب‌زبانی و تبلیغات خرسند و راضی کنند و با دادن القاب و عناوین ظاهری و واهی دلشان را به دست آورند، چون موقعی که گفته می‌شد برادر بزرگتر پادشاه آشور فرمانروای بابل است، به نظر این‌طور می‌رسید که سرزمین بابل از استقلال برخوردار است (هر چند که از برخی منابع چنین مستفاد می‌شود که گویا مادران دو برادر، یکی نبوده‌اند).

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز