بستان چی
لغت نامه دهخدا
بستان چی.[ ب ُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) بستان بان ناطور. باغبان ترک یا محافظ و مراقب باغها، سراها. ( دزی ج 1 ص 83 ). || باغبانی که بر اساس مزارعه کار میکند، یا باغبانی که حق برداشت محصول را اجاره میکند. باغبان. ( فرهنگ فارسی معین ).
جمله سازی با بستان چی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چهر او چون بوستان در ماه فروردین درست دیده بی بستان او چون ابر فروردین مرا
💡 نه یاقوتی نه مرجانی نه آرام دل و جانی نه بستان و گلستانی نه کان شکر و قندی
💡 145- كامل ابن اثير حوادث سال 321 -آل بويه ص 90 - بستان السياحه ص 291 - شيعه و تشيع ص 18.
💡 شهرستان هریس از سمت شرق به شهرستانهای سراب و مشگینشهر، از سمت غرب به شهرستان تبریز، از سمت شمال به شهرستانهای اهر و ورزقان و از سمت جنوب به شهرستان بستانآباد محدود شدهاست.
💡 جمعیت شهر بستانآباد طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ خورشیدی، بالغ بر ۱۶٬۵۹۲ نفر بودهاست که از این تعداد ۸٬۵۰۸ نفر مرد و ۸٬۰۸۴ نفر نفر زن بودهاند. همچنین تعداد خانوارهای این شهر، ۳٬۹۳۷ خانوار بودهاست.
💡 صبح است و دهر از خرمی چون روضه رضوان نگر جنبیدن باد صبا جلوه گر بستان نگر