{assumption-based planning} [آینده پژوهی و آینده نگری] نوعی برنامه ریزی راهبردی که بر شگفتی سازها (wild cards ) استوار است و برای تقویت برنامۀ اصلی به شناسایی فرض ها و موقعیت های شکست و اصلاح نقاط آسیب پذیر می پردازد اختـ. برفاد ABP
جمله سازی با برنامه ریزی فرض بنیاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هیچ چارچوب نظری واحدی یا مجموعه ای از روشهای عملی وجود ندارد که برنامه ریزی مشارکتی را تشکیل دهد. این یک الگوی گسترده است که شامیبسش ل یک دامنه وسیع از نظریهها و رویکردها میشود. به طور کلی، به نظر می رسد که در طول فرآیند برنامهریزی، تخصص فنی را با ترجیحات و دانش اعضای جامعه ادغام می کند.
💡 بلنجینی که سرمربی اصلی تیم ملی والیبال ایتالیاست از این تقسیم بنده اظهار رضایت کرده و گفت: امسال اولویت المپیک بوده و کل برنامه ریزی ها و فعالیت ها حول این رویداد است.