لغت نامه دهخدا
شکرگفتاری. [ ش َ ک َ گ ُ ] ( حامص مرکب ) شیرین زبانی. شیرین سخنی. ( از یادداشت مؤلف ):
شکرگفتاریت را چون نیوشم
که من خود شهد و شکّر میفروشم.سعدی.و رجوع به شکرگفتار شود.
شکرگفتاری. [ ش َ ک َ گ ُ ] ( حامص مرکب ) شیرین زبانی. شیرین سخنی. ( از یادداشت مؤلف ):
شکرگفتاریت را چون نیوشم
که من خود شهد و شکّر میفروشم.سعدی.و رجوع به شکرگفتار شود.
شیرین زبانی شیرین سخنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قدش آیین خوش رفتاری آورد لبش رسم شکر گفتاری آورد
💡 آن چه مروی است چه خوش رفتاری است آن چه طوطی چه شکر گفتاری است
💡 همچو نیشکّر ازو در بندست هر کجا هست شکر گفتاری
💡 طوطیان را به سخن هست فصاحت بسیار لیک هرگز نبود چون تو شکر گفتاری