صاید

لغت نامه دهخدا

صاید. [ ی ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از صید است:
رفت و دانه خورد و اندر دام ماند
صایدش کشت و بخورد و کام راند.( مثنوی ).رجوع به صائد...شود.
صاید. [ ی ِ ] ( اِخ ) نام کعب بن شراحیل است از بطن همدان. رجوع به صائدی و رجوع به الانساب سمعانی شود.

فرهنگ معین

(یِ ) [ ع. ] (اِفا. ) شکارکننده، شکاری.

فرهنگ فارسی

صاید، صیدکننده، شکارکننده
( اسم ) شکار کننده شکاری.
نام کعب بن شراحیل است از بطن همدان

ویکی واژه

شکارکننده، شکا

جمله سازی با صاید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جام کش کام بران نام ببر سیم ببار تا شود بحر قصاید بمدیحت مواج

💡 قصایدی که بود در ستایش چو تویی در آن قصیده معما چه پهنه و چه نگار

💡 این قصاید بارها چاپ شده‌است و شرح‌های بسیار بر آنها نوشته‌اند، و هر قصیده از قصاید معلقات شامل ۸۱ تا ۱۰۰ بیت است.

💡 آن مدایح کاو تورا آرد همه نادر بود وان قصاید کاو تو را گوید همه غرّا بود

💡 (قصاید ظهیر) چون گلفتن بر سر آمده وشاه بامی پهلودار بر سر صدر نشینان ملک سخن زده و چون بند قبا زیر دست کس نشده.

💡 چنین قصیده ز مسعود سعد سلمان خواه چنین قصاید مسعود سعد سلمان راست

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز