متعتد
متضادها
افراطی، مفرط
لغت نامه دهخدا
متعتد. [ م ُ ت َ ع َت ْ ت ِ ] ( ع ص ) زیرک و ریزه کار در صنعت. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تعتد شود.
جمله سازی با متعتد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر اساس قوانین اسلامی، زنی که در دوره انتظار پس از طلاق یا وفات همسر قرار دارد، متعتد محسوب میشود.
💡 حقوق و وظایف مربوط به زن متعتد در متون فقهی با دقت بسیار زیادی برای حفظ حقوق خانواده ذکر شده است.
💡 در بررسیهای حقوقی مربوط به مسائل ارث، وضعیت متعتد اهمیت بسیار زیادی در تعیین زمان انتقال مالکیت داراییها دارد.