متجشم
مترادفها
جسور، بیباک، دلیر
لغت نامه دهخدا
متجشم. [ م ُ ت َ ج َش ْ ش ِ ] ( ع ص ) به تکلف کار کننده و رنج آن کشنده. ( آنندراج ). رنج کشنده و به تکلف کار کننده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تجشم شود.
فرهنگ معین
(مُ تَ جَ شِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) به تکلف کاری کننده. ج. متجشمین.
فرهنگ عمید
کسی که به تکلف کاری را می کند، رنج برنده.
ویکی واژه
به تکلف کاری کننده.
متجشمین.