فرهنگ عمید
کسی که چیزی از جایی برمی دارد و می گریزد.
کسی که چیزی از جایی برمی دارد و می گریزد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرحوم وحيد بهبهانى بعد از درس به ى كى از شاگردان خود فرمود: بمان. سپس بهايشان فرمود: بعد از اين بدون غسل در مجلس درس حاضر مشو.زير فرشى كه نشستهاى پول حمام است، بردار و برو حمام و غسل كن.
💡 بیا تو آینه بردار و روی خود در آن بنما که تمثال جمال او شود روشن به چشم تو
💡 در بين حركت خود، به ((جمجمه )) پوسيده اى رسيدند. به يكى از اصحاب فرمود: اين((جمجمه )) را بردار و داخل ايوان بياور. خود حضرت همداخل ايوان شدند و نشستند. بعد فرمود: طشت آبى بياوريد و ((جمجمه )) راداخل آن بگذاريد.
💡 به سيد مازندرانى كه از همه ما ظاهر الصلاح تر بود گفتم مفتاح را بردار و حديث كسارا از روى كتاب بخوان كه غلط خوانده نشود و مستمعين تا آخر حديث هفتاد صلوات بفرستندبـه صـوت مـخـفـى، بـعـد از خـتـم آن گـفتم المحبوس مضطر، هر كدام صد و بيست مرتبهبخوانيد امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء.
💡 تـعـبـيـر به اقذفيه فى التابوت (آن را در صندوق بيفكن ) شايد اشاره به اين باشدكه بدون هيچ ترس و واهمه دل از او بردار و شجاعانه در صندوقش بگذار و بياعتنا، بهشط نيلش بيفكن، و ترس و وحشتى به خود راه مده.
💡 پس گفت: «اگر خواهی که تو را بحلّ کنم، آن تل ریگ که فلان جای است، بردار و هامون گردان».