لغت نامه دهخدا
بر طبع خوردن. [ ب َ طَ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) ناخوش و ناپسند آمدن و غم افزا شدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ):
بی لب او باده بر طبع ایاغم میخورد
نکهت گل بی رخ او بر دماغم میخورد.سلیم ( آنندراج ).
بر طبع خوردن. [ ب َ طَ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) ناخوش و ناپسند آمدن و غم افزا شدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ):
بی لب او باده بر طبع ایاغم میخورد
نکهت گل بی رخ او بر دماغم میخورد.سلیم ( آنندراج ).
ناخوش و ناپسند آمدن و غم افزا شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خفیف: به معنی سبک و آنچه بر طبع احتمال آن آسان بوده سریعالنزول باشد.
💡 ثقیل: به معنی سنگین است بر طبع و دیر فعل بوده، سریعالنزول نباشد.
💡 بیمصیبت گریه بر طبع درشتت سود نیست سنگ در آتش فکن تا آبش آسان بشکند