لغت نامه دهخدا
بر سنگ نشاندن. [ ب َ س َ ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) بر سر سنگ نشاندن. خوار و بی اعتبار کردن. ( آنندراج ):
بت سنگین دلی هر سو به نیرنگ
نشانده عاشقان را بر سر سنگ.میریحیی کاشی ( از آنندراج ).
بر سنگ نشاندن. [ ب َ س َ ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) بر سر سنگ نشاندن. خوار و بی اعتبار کردن. ( آنندراج ):
بت سنگین دلی هر سو به نیرنگ
نشانده عاشقان را بر سر سنگ.میریحیی کاشی ( از آنندراج ).
خوار و بی اعتبار کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اعتراف به قتل ربانی املشی که پدر زن احمد منتظری بود و خورانیدن پودر سرطان زا نیز از جمله اتهاماتی بود که متوجه مهدی هاشمی بود. بر سنگ قبر املشی این چنین حک شدهاست «... که به دست گروه توطئهگر و منحرف مسموم گردید.»
💡 چون حصاری از بلندی و ز تن سنگین او پست گشته بر زمین چون خاک بر سنگین حصار
💡 بر کهنه سفال قدح می چه زنی سنگ؟ کان عهد کهن را زده بر سنگ و سبویم
💡 ما چو زلف و چشمت ای مهوش پریشانیم و مست جام نام و ننگ را بر سنگ قلاشی شکست
💡 5 بر سيه دل چه سود خواندن وعظ، نرود ميخ آهنين بر سنگ. (ولايسمع الصم الدعاء)
💡 وقت طرب و عیش است ای زاهد دعویدار رو شیشه دعوی را بر سنگ ملامت زن