بر روی اب اورد

مترادف‌ها

بیرون کشیدن، از آب بیرون آوردن

لغت نامه دهخدا

( بر روی آب آورد••• ) بر روی آب آوردن. [ ب َ ی ِ وَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از ظاهر و آشکارا ساختن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).

جمله سازی با بر روی اب اورد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چه سرائیست که بر روی تو نگشوده درش چه مقامیست که آن عرصه جولان تو نیست

💡 همچنین در پی تغییر نام کشور از جمهوری مقدونیه به جمهوری مقدونیه شمالی در آوریل ۲۰۲۱ مقرر شد بر روی همه سکه‌ها پسوند شمالی به مقدونیه افزوده شود.

💡 تصویر این شاهنشاه که آخرین شاهنشاه هخامنشی است، بر روی سکه‌های سلاطین تابع و ساتراپ‌های آن دوره از جمله ممنون مشاهده می‌شود.

💡 تا برون کردم ز خاطر خار خار آشیان از قفس بر روی من درهای رحمت باز شد

💡 یا تو را بینند و بگشایند در بر روی من یا مرا بینند و نگشایند در بر روی تو

💡 یک شنبه است و دارد نسبت به آفتاب بر روی آفتاب به من ده شراب ناب

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران