لغت نامه دهخدا
بدجبلت. [ ب َ ج ِ ب ِل ْ ل َ ] ( ص مرکب )بدذات. بدفطرت. بدطینت. بدنهاد. ( یادداشت مؤلف ).
بدجبلت. [ ب َ ج ِ ب ِل ْ ل َ ] ( ص مرکب )بدذات. بدفطرت. بدطینت. بدنهاد. ( یادداشت مؤلف ).
بد ذات بد نهاد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (( عن ابى عبدالله عليه السلام قال: جبلت القلوب على حب من نفعها و بغض من ضرها. وعنه عليه السلام: طبعت القلوب على حب من احسن اليها و بغض من اساء اليها.))(126)
💡 و شايد اين نكته اى كه به آن اشاره كرديم باعث شده كه خصوص مساءله جبلت در آيه
💡 گرد جهان ملک تو چون طوف خواست کرد چنبر شد از جبلت و آورد سر بهم
💡 تا زمین را در جبلت هست امکان ثواب تا فلک را هست عادت در طبیعت انقلاب
💡 و خلاصه حجتى كه آيات سه گانه اقامه كرده اين است كه: شيطانها از آنجا كه جبلت وطبيعتشان شرارت است، نازل نمى شوند مگر بر هر كسى كه كذاب و فاجر باشد وخودشان هم بيشتر در آنچه خبر مى آورند كاذبند.
💡 آن جلوه کش برند بدیر و حرم سجود آن شاه کز جبلت او جلوه گرد جود