بد اواز

لغت نامه دهخدا

( بدآواز ) بدآواز. [ ب َ ] ( ص مرکب ) ناخوش آواز. آنکه صدای بد دارد: در آن میان مطربی دیدم بدآواز. ( گلستان ).

فرهنگ فارسی

( بد آواز ) ناخوش آواز آنکه صدای بد دارد.

جمله سازی با بد اواز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نیاسود هرکس کزو باز ماند وزو در زمانه بد آواز ماند

💡 او با اینکه بسیار مهربان بود، اما به دلیل اینکه بد اواز بود، هرگز جرأت نمی‌کرد در مهمانی‌های خانوادگی برای دیگران آواز بخواند.

💡 در آن گروه موسیقی، او وظیفه مدیریت و سازماندهی را داشت، چون با وجود اینکه بد اواز بود، دانش بسیار بالایی در زمینه موسیقی داشت.

💡 هیچ‌کس دوست نداشت در آن مجلس حضور داشته باشد که یکی از حاضران، فردی بد اواز بود و مدام با صدای بلند آواز می‌خواند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران