بد خبر

لغت نامه دهخدا

بد خبر. [ ب َخ َ ب َ ] ( اِ مرکب ) خبر بد و ناخوش آیند:
وز آن پس شنیدم یکی بد خبر
کز آن نیز برگشتم آسیمه سر.فردوسی.، بدخبر. [ ب َ خ َ ب َ ] ( ص مرکب ) آنکه پیوسته خبر بد و ناخوش آرد:
چون بوم بدخبرمفکن سایه بر خراب
در اوج سدره کوش که فرخنده طائری.سعدی.

فرهنگ فارسی

آنکه پیوسته خبر بد و ناخوش آرد.

جمله سازی با بد خبر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیک نامی عدلت از عالم راه پیکان بد خبر بسته

💡 هم مگر صاحب نظر یا بد خبر چون کند در من نگاه از دردِ دل

💡 ازین کار گلشاه بد بی خبر نه مر ورقه را بد خبر در سفر

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز