بخورد دادن

لغت نامه دهخدا

بخورددادن. [ ب ِ خوَرْدْ / خُرْدْ دا دَ ] ( مص مرکب ) بخورد کسی یا جانوری یا چیزی دادن؛ به او خورانیدن: روزی هادی صحنی برنج نیمی بخوردو نیمی در وی زهر کرد و به مادر فرستاد گفت مرا این خوش آمد و بتو فرستادم، خیزران دریافت و بخورد سگی دادند در حال بمرد. ( مجمل التواریخ و القصص ص 340 ).

فرهنگ فارسی

بخورد کسی یا جانوری یا چیزی دادن به او خورانیدن.

جمله سازی با بخورد دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لزنر سرانجام در هل تور بیگ شو را شکست داد. شب بعد در راو هنگامی که مدیر برنامه‌های براک لزنر پل هیمن طبق معمول در حال تعریف و تمجید از او بود بیگ شو به رینگ آمد و خواستار دست دادن با او شد که براک آن را رد کرد. پس از بیرون آمدن او از رینگ بیگ شو به او گفت که امیدوار است در هل این ا سل از آندرتیکر شکست بخورد. براک پس از شنیدن این حرف به رینگ برگشت و به بیگ شو ابتدا یک سوبلکس و سپس یک اف فایو زد. لزنر در هل این ا سل از سد آندرتیکر گذشت.

💡 در حديث معتبر از حضرت رسول خدا (صلّى اللّه عليه وآله وسلم )منقول است كه چهار پا را بر صاحبش شش حق هست بايد كه ابتدا كند بعلف دادن آن چونفرود آيد وهرگاه كه به آب برسد برابر او عرض كند كه اگر خواهد بخورد وبررويش چيزى نزند كه تسبيح پروردگار خود ميگويد و بر روى آن سواره نه ايستد مگردروقتى كه جهاد كند در راه خدا و زياده از توانائى آن بارش نكند و تكليف رفتار آنقدربكند كه طاقت داشته باشد.

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز