لغت نامه دهخدا
بخته ای. [ ب َ ت َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ناروئی بخش شیب آب شهرستان زابل. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
بخته ای. [ ب َ ت َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ناروئی بخش شیب آب شهرستان زابل. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده از دهستان ناروئی بخش شیب آب شهرستان زابل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو گرگ باش که چون در فتد میان رمه چه میش چه بره دندانش را چه بخته چه شاک
💡 نهادند نزلی ز غایت برون ز هر بختهای پخته از چند گون
💡 سنگ نگارههای هس بخته شواز مربوط به دوره اشکانیان است و در شهرستان تفت، روستای هس بخته شواز واقع شده و این اثر در تاریخ ۷ مرداد ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۹۲۶۷ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 چونان نکند بخت از آن طایفه کوچ کش بخته نماید ار کج و ارکج غوچ