لغت نامه دهخدا
بایست و نابایست. [ ی ِ ت ُ ی ِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) واجب و محرم. لازم و غیرلازم. ( یادداشت مؤلف ).
بایست و نابایست. [ ی ِ ت ُ ی ِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) واجب و محرم. لازم و غیرلازم. ( یادداشت مؤلف ).
واجب و محرم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عنف تو بر دشمنان کرد آنچه بایست و کند لطف تو بر دوستان چو دایه بر اطفال باد
💡 چون روز قیامت شود … به عابد گفته میشود: به بهشت برو و به عالم گفته میشود: بایست و به سبب آنکه مردم را تربیت و ادب نیکو آموختی، برای آنان شفاعت کن.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشته است میتوان به پلیس، خط مرزی، از دست دادن آن، بایست و تحویل بده، خانه پدری من، سایهها، چهرهها، رعد نورد و دختری با چکمههای زرین اشاره نمود.
💡 شیشۀ بایست و نا بایست را چون زلفِ دوست گر نمی خواهی که باشی زن صفت بر هم زنش
💡 آنچه بود است و نباید ز میان خواهد رفت آنچه بایست و نبود است همان خواهد بود