لغت نامه دهخدا
بالاهنگ. [ هََ ] ( نف ) کشنده بالا. جنیبت کش. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ). پالاهنگ. پالهنگ. || ( اِ ) دوالی که بر لگام اسب بندند تا در روز جنگ دست خصم بدان ببندند. رجوع به پالاهنگ شود.
بالاهنگ. [ هََ ] ( نف ) کشنده بالا. جنیبت کش. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ). پالاهنگ. پالهنگ. || ( اِ ) دوالی که بر لگام اسب بندند تا در روز جنگ دست خصم بدان ببندند. رجوع به پالاهنگ شود.
کشنده بالا پالهنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بالای تنب هنگ درختان کو چک مانند درخت «خید» و درخت «پُشکِر» و درخت «گنیس» وجود دارد.