لغت نامه دهخدا
بازپس دیدن. [ پ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) عقب نگریستن. بدنبال نگریستن. به پشت سر نگریستن:
پس از یک لحظه خسرو بازپس دید
بجز خود ناکسم گر هیچکس دید.نظامی.
بازپس دیدن. [ پ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) عقب نگریستن. بدنبال نگریستن. به پشت سر نگریستن:
پس از یک لحظه خسرو بازپس دید
بجز خود ناکسم گر هیچکس دید.نظامی.
عقب را دیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 افتخارالدوله، فرماندار فاطمی اورشلیم، که از رسیدن صلیبیون آگاه شد، همهٔ ساکنان مسیحی اورشلیم را از شهر اخراج کرد تا احتمال سقوط شهر را بهخاطر خیانت داخلی کاهش دهد؛ همچنین او بسیاری از چاههای اطراف بیرون شهر را نیز مسموم کرد.[یادداشت ۱] هنگامی که صلیبیون در ۷ ژوئن به اورشلیم رسیدند، تنها چند سال بود که فاطمیان این شهر را از سلجوقیان بازپسگرفته بودند. بسیاری از صلیبیون پس از دیدن شهر و به پایان رسیدن سفر بسیار طولانیشان گریستند.
💡 با دیدن فرصت بهدست آمده برای وارد آوردن ضربه، اشکانیان زیر فرماندهی فرهاد دوم، در نبرد اکباتان در سال ۱۲۹ پ.م، آنتیوخوس را شکست دادند و به قتل رساندند و اقدام به نابودی و تسخیر بقیه ارتش بزرگ او کردند و این گونه به تلاش سلوکیان برای بازپسگیری پارس پایان دادند.