لغت نامه دهخدا
باریک فکر. [ ف ِ ] ( ص مرکب ) آنکه اندیشه لطیف دارد. آنکه فکری دقیق دارد.
باریک فکر. [ ف ِ ] ( ص مرکب ) آنکه اندیشه لطیف دارد. آنکه فکری دقیق دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر به فکر میانش فتاده ای صائب مپوش چشم چو سوزن که راه باریک است
💡 فکر او باریک و جانش دردمند شعر او در خاوران سوزی فکند»
💡 از بس که دلم فکر میانت میکرد از فکرت باریک دلم کاسته شد
💡 هرکه باریک شد از فکر، سخنور گردد رشته شیرازه جمعیت گوهر گردد
💡 گرچه باریک چو سوزن شدم از دقت فکر رهروی را نکشیدم ز قدم خار برون