لغت نامه دهخدا
باریابی حاصل کردن. [ رْ ص ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اذن دخول حاصل کردن. ( ناظم الاطباء ).
باریابی حاصل کردن. [ رْ ص ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اذن دخول حاصل کردن. ( ناظم الاطباء ).
💡 دست تو حاصل کان، در خاک ریخت یکسر شاید اگر بگیرد زین دست کان معامل
💡 کِشتِ دل سرسبز شد زآبِ شهود حاصل کون و مکان آمد به دست
💡 عرفی نه مرا حاصل کان می باید محصول زمین و آسمان می باید
💡 خاصه امروز که کم باشد اگر بذل کنیم هر چه در بحر و بر از حاصل کان و صدف است
💡 در بنای خیر این سعیی که دارد همتش حاصل کان جمله خواهد گشت آخر صرف کان
💡 نی نی که نیست کس را جز نام عشق حاصل کان دم که عشق آمد از ننگ تن به تن شد