بار کردن مجدد

مترادف‌ها

بازبار کردن

متضادها

تخلیه کردن

فرهنگستان زبان و ادب

{reload} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] بار کردن دوبارۀ یک برنامه به حافظه

ویکی واژه

بار کردن دوبارۀ یک برنامه به حافظه.

جمله سازی با بار کردن مجدد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مواد سه‌گانهٔ فلسفی (مواد ثلاث): حمل و بار کردن مفهوم وجود بر هر موضوعی از دو حال خارج نیست؛ مثلاً اینکه «خداوند موجود است»، ما وجود را بر خداوند حمل کرده‌ایم.

💡 روشن کردن رایانه و بار کردن سیستم‌عامل به درون آن روند راه‌اندازی شده کامپیوتر، هنگام روشن کردن آن را گویند. در این روند معمولاً چند تست سخت‌افزار رایانه و سپس بارگذاری سیستم‌عامل از روی دیسک به حافظه صورت می‌گیرد.

💡 به دلیل نقص فنی در یکی از کانتینرها، تیم عملیاتی مجبور شد فرآیند تخلیه را متوقف کرده و شروع به بار کردن مجدد کالا کند.

💡 پس از اینکه مشخص شد وزن بار با اسناد مطابقت ندارد، مأمور گمرک دستور بار کردن مجدد کالاها را برای بررسی دقیق‌تر صادر کرد.

💡 در مدیریت زنجیره تأمین، بار کردن مجدد محصولات در کامیون‌ها پس از بازرسی‌های امنیتی، بخشی از روال عادی برای اطمینان از سلامت محموله است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران