بادام یار

لغت نامه دهخدا

بادام یار. ( اِخ ) دهی است جزء دهستان گاوگان بخش دهخوارقان شهرستان تبریز، در 12هزارگزی جنوب خاوری دهخوارقان و 12هزارگزی شوسه ٔتبریز - دهخوارقان قرار دارد. منطقه ای است جلگه ای ومعتدل با 252 تن سکنه. آبش از چشمه و محصولش غلات، توتون، بادام، کنجد و شغل مردمش زراعت و گله داری و راهش مالرو میباشد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی از تبریز

جمله سازی با بادام یار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا ز شیوه ی بادام و شکل پسته و گل خیال چشم و لب و روی یار می آید

💡 زهر چشم یار کم از خنده شیرین نشد قند تلخی دور از بادام نتوانست کرد

💡 جز من که یار را به نگه صید کرده ام بادام عنکبوت که عنقا گرفته است؟

💡 چارهٔ سودای من بیدل ز چشم یار پرس عشق در مغز جنون پرورده بادام مرا

💡 از سنگ سخت تر سخنان در سر شراب چشم و دهان یار به بادام و پسته گفت!

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز