باد در سر داشتن
مترادفها
خیال بافتن، در رویا بودن، دچار توهم بودن
متضادها
واقعبینی، هوشیاری، عقلانیت
لغت نامه دهخدا
باد در سر داشتن. [ دَرْ س َ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از غرور و تکبر داشتن باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). رجوع به باد در زیر دامن داشتن و باد در کلاه بودن و باد در کلاه افکندن و باد در کلاه داشتن و باد در سر بودن و باد در سر کردن و باد در سر افکندن و باد در سر شدن و باد سنجیدن و باد شود. || اندیشه های فاسد داشتن. ( از برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). رجوع به باد در سر کردن و باد درسر بودن و باد در کلاه افکندن و باد در کلاه بودن و باد در کلاه داشتن و باد در زیر دامن داشتن و باد در سر افکندن و باد در سر شدن و باد سنجیدن و باد شود.
جمله سازی با باد در سر داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سعود چرخ جفتت باد در ایوان و در میدان ! خدای عرش یارت باد در سرا و در ضرا!
💡 از حرص تنگ چشم که خاکش به چشم باد در کام شیر و در دهن مار می روند