باباعبداﷲ چشمه م

لغت نامه دهخدا

باباعبداﷲ چشمه مالان. [ ع َ دُل ْ لا هَِ چ َ م َ ] ( اِخ ) مردی قلندر و جماعت کش بود و مردم باو ارادت تمام میداشتند. این رباعی از اوست:
یارب چه خوش است بی دهان خندیدن
بی واسطه چشم جهان را دیدن.
بنشین و سفر کن که بغایت خوبست
بی منت پا گرد جهان گردیدن.( مجالس النفائس ص 144 ).

جمله سازی با باباعبداﷲ چشمه م

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آب این چشمه می رود هر سو لاجرم سو به سو بُود دریا

💡 ریاض غفلت از این چشمه می شود سیراب چگونه صبح نخندد به گریه شب ما

💡 رودخانه فصلی به طول ١۵کیلومتر از دامنه جنوبی کوه شاهوار از چشمه زیبای نگارمن سر چشمه می گیرد و بعد از سیراب کردن اراضی کشاورزی، دشتها و دامنه کوه شاهوار به رودخانه تاش می پیوندد.این رودخانه در فصل تابستان خشک است.

💡 سکندر چشمه می جست و ندانست که آن در سایه خورشید عشق است

شبیر یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
شلوار یعنی چه؟
شلوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز