لغت نامه دهخدا
اکراه کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کراهیت نمودن. بیمیلی نمودن. نفرت کردن:
چنان ز عدل تو با هم مخالفان صافند
که داغ سینه ز مرهم نمی کند اکراه.حاجی محمدجان قدسی ( از آنندراج ).
اکراه کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کراهیت نمودن. بیمیلی نمودن. نفرت کردن:
چنان ز عدل تو با هم مخالفان صافند
که داغ سینه ز مرهم نمی کند اکراه.حاجی محمدجان قدسی ( از آنندراج ).
کراهیت نمودن بیمیلی نمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیوید شور تهیهکننده سریال میگوید که همیشه شرلوک هلمز را تحسین میکرده و شیفتهٔ بیتفاوتی هولمز نسبت به موکلاناش بودهاست، ویژگی که به وضوح در شخصیت هاوس مشاهده میشود. بهطور کلی شخصیت دکتر هاوس، تاکیدش بر روانشناسی بیماران، روش استدلال استنتاجی وی، و اکراهاش از پذیرفتن بیماریهایی که برایاش جالب نیستند همه تداعیکنندهٔ کارآگاه داستانهای سر آرتور دویل هستند. رویکرد تشخیصی دکتر هاوس رد کردن یک یک تشخیصهای افتراقی تا رسیدن به تشخیص نهایی است که هلمز نیز روش مشابهی را پی میگیرد. حتی شور میگوید نام هاوس به شکلی ادای دینی به هولمز بودهاست.