اویزون
مترادفها
آویزان، معلق
متضادها
قرار گرفته، زمین گذاشته، ثابت
فرهنگ معین
( آویزون ) ( اِ. ) آویزان، کنایه از: آدم مزاحم.
جمله سازی با اویزون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سعید ملکپور در اعترافات تلویزیونی خود که از طریق سایت گرداب و خبرگزاری فارس نیز منتشر شد ادعا کرد در کانادا و با حمایت یک شرکت آمریکایی اقدام به تأسیس وبگاههای آویزون، ایران سکس و ایکسپرشیا نمودهاست. دراین مستند رضا کیان منش راد، بازپرس پرونده تأیید کرد که دستور بازداشت سعید ملکپور و دیگر متهمان این پرونده از سوی او و همکارانش صادر شدهاست.
💡 وقتی کودک با هیجان از بالای تخت به پایین نگاه کرد، دید که اسباببازی مورد علاقهاش از لبهی میز اویزون شده و هر لحظه ممکن است سقوط کند.
💡 در آن مغازهی کوچک و قدیمی، چندین لامپ قدیمی و گرد و گرفته از سقف به پایین اویزون بودند که نور بسیار ضعیفی به فضا میدادند.
💡 او همیشه با دیدن آن نقاشی زیبا که از دیوار اتاقش اویزون بود، احساس آرامش میکرد و با یادآوری خاطرات گذشته به تماشای آن مینشست.