آویزان شدن
مترادفها
معلق شدن، آویختن، پاندن
متضادها
افتادن، پایین آمدن
فرهنگ معین
( آویزان شدن ) (شُ دَ )(مص ل. )(عا. ) ۱ - مزاحم کسی شدن. ۲ - سور زدن، ط فیلی بودن.
فرهنگ فارسی
( آویزان شدن ) ( مصدر ) آویخته شدن.
ویکی واژه
آویزانشدن
(گفتگو): آویزان کسی شدن: تحمیل شدن به او. این زن و شوهر اغلب خانه نیستند و بچههایشان که از مدرسه میآیند، آویزان همسایهها میشوند.
(عامیانه): مزاحم کسی شدن.
سور زدن، طفیلی بودن.
جمله سازی با آویزان شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 روند بازی تمام قسمتها مجموعه سرزمینهای ناشناخته، ترکیبی از عناصر سبکهای تیراندازی سوم شخص، سکوبازی سه بعدی و اکشن ماجراجویی است. نیتن دریک در بازیهای این مجموعه کارهایی مانند پریدن، شنا کردن، از لبهها آویزان شدن و حرکت کردن، از دیوارهها بالا رفتن و دیگر حرکات آکروباتیک را انجام میدهد که به بازیکننده کمک میکند تا چالشهایی که در برابر نیتن دریک وجود دارد را به زیباترین شکل ممکن انجام دهد.
💡 در آن بازار قدیمی و پرجنبوجوش، فانوسهای رنگارنگ از سقفهای چوبی آویزان شده بودند که با نور خورشید بسیار زیبا به نظر میرسیدند.
💡 برخی از شاخههای درختان در هنگام وزش بادهای شدید، به شدت در برابر باد تکان میخورند و به سمت زمین آویزان میشوند.
💡 پس از اتمام عملیات تعمیرات، تمام ابزارهای سنگین و تجهیزات لازم دوباره به جای خود در انبار بازگشته و از دیوارها آویزان شدند.