معلق شدن

لغت نامه دهخدا

معلق شدن. [ م ُ ع َل ْ ل َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) آویخته شدن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || برکنار شدن موقت عضوی از اعضای ادارات دولتی از خدمت تا پس از رسیدگی به اتهام وی مجازات شده یا به کار خویش باز گردد. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - آویزان شدن آویخته شدن. ۲- از شغل خود بر کنار شدن کارمند دولت موقتا تا باتهام و ی رسیدگی بعمل آید.
آویخته شدن یا بر کنار شدن موقت عضوی از اعضای ادارات دولتی از خدمت تا پس از رسیدگی به اتهام وی مجازات شده یا به کار خویش باز گردد.

جمله سازی با معلق شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی در زمانی که در زندان به سر می‌برد، مادر خود را از دست داد، اما مسئولین قضایی اجازه حضور او را در مراسم خاکسپاری مادرش ندادند. دادگاه تجدیدنظر حکم هشت سال زندان وی را در این دوره به چهار سال زندان و سه سال حبس تعلیقی کاهش داد و جاوید تهرانی در اواخر سال ۱۳۸۲ با نظر قاضی مبنی بر معلق شدن ۳ سال از دوران محکومیت‌اش و با استفاده از قانون آزادی مشروط از زندان آزاد شد و مابقی حکم وی به حالت تعلیق دارآمد.

💡 راز معلق شدن تخم شربتی این است که تخم شربتی وقتی که خیس می خورد لعاب می اندازد و این لعاب باعث معلق شدن آن می شود.

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز