اویز و گریز

لغت نامه دهخدا

( آویز و گریز ) آویز و گریز. [ زُ گ ُ ] ( ترکیب عطفی، اِمص مرکب ) گریز و آویز. عمل جنگ کردن در حال عقب نشستن. جنگ و گریز. کَرّ و فَرّ:
زین عاریتی سرای آویز و گریز
زآن پیش که برکَنندت ای دل برخیز.رضی نیشابوری.

فرهنگ فارسی

( آویز و گریز ) جنگ و گریز کر و فر

جمله سازی با اویز و گریز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مهاجرت، مرگ و گریز از اضطراب، از جمله مضمون‌های مورد استفاده در این رمان‌ها بودند.

💡 گزارش شده‌است که در حدود ساعت ۱۱:۳۰ یک مرد مسلح وارد کلیسا شده‌است و شروع به شلیک کرده‌است تیرانداز به دنبال تعقیب و گریز با نیروهای انتظامی کشته‌است

💡 از سهم روی و بانگ نخیز و گریز او هر زنده چشم و گوش همی داشت کور و کر

💡 از فیلم‌ها یا مجموعه‌های تلویزیونی که وی در آن‌ها نقش داشته‌است، می‌توان به بافی قاتل خون‌آشام‌ها و گریز اشاره نمود.

💡 بعد از چندین جنگ و گریز با سپاه سناخریب، خلوشو به قتل رسید و کودور به‌جای او نشست؛ اما وی سریعاً سلطنت را به هومبان اومنای سوم واگذار کرد.

💡 از بس که شتابان و گریزان چو نسیمی گل دست گشوده است که دامان تو گیرد

پنجه بوکس یعنی چه؟
پنجه بوکس یعنی چه؟
مثلث نجومی یعنی چه؟
مثلث نجومی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز