لغت نامه دهخدا
( آوازدهنده ) آوازدهنده. [ دَ هََ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) هاتف. ( دهار ).
( آوازدهنده ) آوازدهنده. [ دَ هََ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) هاتف. ( دهار ).
( آواز دهنده ) ( اسم ) ۱ - آنکه آواز دهد. ۲ - هاتف.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وَ اسْتَمِعْ یَوْمَ یُنادِ الْمُنادِ مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ (۴۱) گوش بر روزی دار که آواز دهنده آواز دهد از جایی سخت نزدیک.
💡 رَبَّنا خداوند ما، إِنَّنا سَمِعْنا ما شنیدیم، مُنادِیاً آواز دهندهای یُنادِی لِلْإِیمانِ که آواز میداد استوار گرفتن و گرویدن را، أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکُمْ
💡 آواز آواز دهنده اى از جانب قبرستان بقيع شنيده شد ولى خودش ديده نمى شد كه مى گفت:((ذلِكَ عَلِىُّ بْنِ الْحُسَيْنِ؛ چنين شخصى، على بن حسين (عليهماالسلام ) است )).
💡 ((النّاسُ ثَلاثةٌ: فَعالمٌ رَبّانىٌّ، وَمُتَعَلِّمٌ عَلى سَبيلِ نَجاةٍ وَ هَمَجٌ رَعاعٌ اءَتْباعُ كُلِّ ناعِقٍيَميلُونَ مَعَ كلِّ ريحٍ...(49)؛ مردم سه دسته اند: يا دانشمند الهى است و يا دانشجويى كهدر راه رستگارى كوشاست و دسته سوّم فرومايگانى هستند كه بهدنبال هر ((ناعق )) و آواز دهنده اى مى روند و همانند پشه هاى كوچك، با هر بادى حركت مىكنند...)).