اهویی

لغت نامه دهخدا

( آهویی ) آهویی. ( حامص ) رمندگی. ( برهان ). || عیبناکی. ( برهان ). || ( اِخ ) نام شهری کنار جیحون، و ظاهراً این صورت مصحف آموی باشد.

فرهنگ فارسی

( آهویی ) عیبناکی

جمله سازی با اهویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ره رو مگو این چون بود زیرا ز چون بیرون بود کی شیر را همدم شوی تا در تو آهویی بود

💡 آهویی که در تونگاریکی بزرگ‌ترین و بیشترین موآی را یعنی مجموعاً ۱۵ عدد دارد.

💡 محمود رضا بهمن پور در یادواره منتشر شده انجمن تصویرگران کودک به نقل از ابوالفضل همتی آهویی بهرام خائف را رافائل تصویرگری ایران نام می برد.

💡 نام قفزةالثانیه به معنی جهش دوم است که به جهش دوم آهویی اشاره دارد که در نگاره‌های قدیمی این صورت فلکی ترسیم می‌شد.

💡 بگویم شرح استایی اگر ترجیع فرمایی برون جه زین عمارتها که آهویی و صحرایی

💡 نام قفزةالثالثه به معنی جهش سوم است که به جهش سوم آهویی اشاره دارد که در نگاره‌های قدیمی این صورت فلکی ترسیم می‌شد.