لغت نامه دهخدا
( آهن نرم ) آهن نرم. [ هََ ن ِ ن َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نرم آهن. انیث. انیف.
( آهن نرم ) آهن نرم. [ هََ ن ِ ن َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نرم آهن. انیث. انیف.
( آهن نرم ) نرم آهن انیث
💡 (و بدو گفتيم با اين آهن نرم ) زره بباف، و سيم هاى آن را به يك اندازه ببر، وعمل صالح كن، كه من به آنچه مى كنيد بينايم (11).
💡 گدایی تا چه حیلت کار فرمود که آهن نرم گشتش همچو داود
💡 دلش در کار شیرین گرم گشته به دستش سنگ و آهن نرم گشته
💡 آهن نرم در ساخت بناهایی مانند ستون آهنی دهلی که در قرن سوم پس از میلاد در زمان امپراتوری گوپتا ساخته شد، استفاده شدهاست. مانند چین، فولاد پر کربن در هند مورد استفاده میشد، اگرچه تا زمان مدرن از چدن برای معماری استفاده نمی شد.
💡 بعضى (قطر) را به معنى انواع مختلف فلزات يا به معنى روى دانسته اند و به اينترتيب براى پدر آهن نرم شد و براى پسر فلزات ذوب گرديد (ولى معروف همان معنىاول است ).