انبالش
لغت نامه دهخدا
انبالش. [ اَم ْ ل ُ ] ( از یونانی، اِ ) درخت تاک. ( ناظم الاطباء ). رجوع به انبالس شود.
جمله سازی با انبالش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 درحديث ديگر منقول است كه حضرت صادق (عليه السلام ) فرمود كه بسيار است كهنماز ميكنم ودر پيش روى من بالشى هست كه درآن صورت مرغان هست پس جامه بر روى آنبالش مياندازند و نماز ميكنم و فرشى چند از شام براى من بهديه آوردند و در آنهاصورت مرغان نقش كرده بودند فرمودم كه سرهاى ايشان را تغير دادند و بصورت درختكردند.