لغت نامه دهخدا
( آن سوی رودی ) آن سوی رودی. [ ی ِ ] ( اِخ ) گروهی از مردم گیلان که میان سپیدرود و کوه نشینند. و آنان را یازده ناحیت است: خانکجال، ننک، کوتم، سراوان، پیلمان شهر، رشت، تولیم، دولاب، کهن رود، استراب، خان بلی. ( حدودالعالم ).
( آن سوی رودی ) آن سوی رودی. [ ی ِ ] ( اِخ ) گروهی از مردم گیلان که میان سپیدرود و کوه نشینند. و آنان را یازده ناحیت است: خانکجال، ننک، کوتم، سراوان، پیلمان شهر، رشت، تولیم، دولاب، کهن رود، استراب، خان بلی. ( حدودالعالم ).
( آن سوی رودی ) گروهی از مردم گیلان که میان سپید رود و کوه نشینند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این رود علاوه بر اینکه در پیدایش تمدن و اقتصاد منطقهای که در آن جاری است تأثیر داشتهاست. عامل مهم پدید آمدن دو ناحیهٔ تاریخی آن سوی رودی و این سوی رودی یا بیهپس و بیهپیش است با توجه به اهمیت این رود در منطقه بسیاری از جغرافیانگاران اسلامی و سفرنامهنویسان در منابع خود از رود و نامهای آن یاد کردهاند.