لغت نامه دهخدا
امین الدوله ای. [ اَ نُدْ دَ /دُو ل َ / ل ِ ] ( ص نسبی ) نوعی برنج. ( یادداشت مؤلف ). || نوعی پیچ ( گل ). ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به پیچ شود.
امین الدوله ای. [ اَ نُدْ دَ /دُو ل َ / ل ِ ] ( ص نسبی ) نوعی برنج. ( یادداشت مؤلف ). || نوعی پیچ ( گل ). ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به پیچ شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باخرزیها که هزارهها هم با آنان بودند «وقتی که مراجعت کردند، هرکس به خط مستقیم به سرخانه و مسکن خود بازگشت، مثل کسی که به سفری رفته و بعد به خانهٔ خود معاودت نموده باشد» (مجموعه اسناد و مدارک فرخ خان امین الدوله، ج ۲، ص ۲۸۱).
💡 روایت یوسف عمو ادامه مییابد: چون ابراهیمبیگ به خود میآید هوش و حواسش را از دست داده و جسماً بسیار فرسوده شدهاست. خبر پادشاهی مظفر الدین شاه و آغاز اصلاحات اجتماعی و سیاسی، به زمامداری صدر اعظم امین الدوله، موجب بهبودی کوتاه در احوال وی میگردد.
💡 نصرت الدوله به حکومت دستور داد که مزاحم آنان نشوند و صدیق الدوله از تهران نامه ای به آنان فرستاد که چون امین الدوله حاکم جدید آذربایجان به تبریز رسید ایشان از خوی پیش او روند..
💡 اقبال الدوله در سال ۱۳۴۲ هجری قمری در تهران درگذشت و در مقبره عمویش فرخ خان امین الدوله در حرم حضرت معصومه واقع در قم به خاک سپرده شد. او با فاطمه سلطان خانم دختر فرخ خان ازدواج کرده و بلااولاد بود.