امید کوته شدن

متضادها

امیدواری، امیدوار شدن

لغت نامه دهخدا

امید کوته شدن. [ اُ ت َه ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از بناامیدی گراییدن:
چندانکه موی بیش ز پیری شود سپید
کوته شود امید چو شمع سحر مرا.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کنایه از بنا امیدی گراییدن

جمله سازی با امید کوته شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عمر عزیز تو تلف در سر روزگار شد دست امید کوته و پای طلب فکار تو

💡 آنکه فرشته را ازو دست امید کوته است با دل ما بود ولی از دل خود کی آگه است

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران