املا کردن

مترادف‌ها

دیکته کردن

لغت نامه دهخدا

املاکردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اِکتاب. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ). املال. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). مطلبی را تقریر و القا کردن تا دیگری بنویسد: دبیر پیش وی نشسته و نامه ای می نوشت و فضل املا همی کرد. ( تاریخ بلعمی ). نامه فتح بخط عراقی و امیر املا کرده بود. ( تاریخ بیهقی ). گفت این همه را املا این مرد کرده است. ( تاریخ بیهقی ).
یک زمان ذکر دوست کرد بیان
ساعتی درس عشق کرد املا.( منسوب بناصرخسرو ).انشا کندش روح و منقح کندش عقل
گردون کند املا و زمانه کند اصغا.مسعودسعد.گوشوَر یک بار خندد کر دوبار
چونکه لاغ املا کند یاری بیار.مولوی ( مثنوی ).گر آن جمله را سعدی انشا کند
مگر دفتری دیگر املا کند.سعدی.ز دل مجموعه ای هر روز املا می توان کردن
ازین یک قطره خون صد نامه انشا می توان کردن.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

املال.

جمله سازی با املا کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز دل مجموعه ای هر روز املا می توان کردن ازین یک قطره خون صد نامه انشا می توان کردن

💡 معلم از دانش‌آموزان خواست تا با دقت بسیار زیاد به کلماتی که او از روی تخته سیاه شروع به املا کردن می‌کند، گوش دهند.

💡 در آزمون‌های تعیین سطح زبان، معمولاً بخشی از سوالات شامل املا کردن عبارات و جملات پیچیده برای سنجش توانایی شنیداری و نوشتاری است.

💡 برای تقویت مهارت‌های نوشتاری، بهتر است از والدین بخواهید که هر روز چند جمله کوتاه را برای شما به صورت شفاهی املا کردن کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران