لغت نامه دهخدا
( آمرزگار ) آمرزگار. [ م ُ ] ( ص مرکب ) آمرزشکار. آمرزنده. غافر. غفور. غفار. عَفُوّ. حسن التجاوز. کریم الصفح. جمیل الصفح. رحیم. راحم. بخشاینده:
گناه من ار نامدی در شمار
تو را نام کی بودی آمرزگار؟نظامی.
( آمرزگار ) آمرزگار. [ م ُ ] ( ص مرکب ) آمرزشکار. آمرزنده. غافر. غفور. غفار. عَفُوّ. حسن التجاوز. کریم الصفح. جمیل الصفح. رحیم. راحم. بخشاینده:
گناه من ار نامدی در شمار
تو را نام کی بودی آمرزگار؟نظامی.
( آمرزگار ) (مُ زْ یا زِ ) (ص فا. ) آمرزشکار.
( آمرزگار ) ۱. بخشایندۀ گناهان، آمرزنده.
۲. از صفات باری تعالی.
( آمرزگار ) ( صفت ) آنکه آمرزش کند آمرزگار غفور غفار.
💡 و به روايت ديگر: دست برداشتن، اشاره اى است به اينكه: اى خدا آمرزگار، در يم گناهغرقه ام، دستم گير تا برآيم.
💡 پس كسى كه بعد از اين ظلمش توبه نموده آنچه را فاسد كرده اصلاح كند بداند كهخدا توبه اش را قبول مى كند كه خدا آمرزگار رحيم است (39).
💡 و اگر خدا به تو محنتى برساند، هيچ كس به جز خدا نيست كه آن را برطرف سازد،(همچنانكه ) اگر چيزى براى تو خواسته باشد كسى نيست كهفضل و كرم او را برگرداند، او به هر يك از بندگانش هر چه بخواهد به كرم خود مىرساند، و او آمرزگار و رحيم است (107).
💡 بگو اگر خدا را دوست مى داريد (كه بايد هم بدار يد) بايد مرا پيروى كنيد تا خدا همشما را دوست بدارد و گناهانتان بيامرزد كه خدا آمرزگار و مهربان است (31).
💡 آنگاه پروردگارت نسبت به كسانى كه از روى نادانى بدى كرده و از پى آن توبهنموده و به صلاح آمده اند پروردگارت از پى آن آمرزگار و رحيم است (119).
💡 حق اينست كه مردار و خون و گوشت خوك و آنچه نام غير خدا بر آن برده شده براى شماحرام است و هر كه ناچار شود، بدون زياده روى و تجاوز، خدا آمرزگار و رحيم است(115).