لغت نامه دهخدا
ام مسعر. [ اُم ْ م ِ م ِ ع َ ] ( اِخ ) مادر مسعربن کدام. از زنان پرهیزگار بوده است. رجوع به صفةالصفوه ج 3 ص 116 شود.
ام مسعر. [ اُم ْ م ِ م ِ ع َ ] ( اِخ ) مادر مسعربن کدام. از زنان پرهیزگار بوده است. رجوع به صفةالصفوه ج 3 ص 116 شود.
مادر مسعر بن کدام از زنان پرهیزگار بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد از سخنان حضرت، حدود بيست هزار مرد مسلح زره دار كه شمشيرها را بر دوش هاىخود افكنده بودند و آثار سجده بر جبين داشتند، نزد على آمدند. پيشاپيش آنها مسعر بنفدكى و زيد بن حصين و جمعى از قاريان - كه بعدها موسوم به خوارج شدند - در حركتبودند. على (ع ) را بدون ذكر لقب اميرالمؤ منين صدا كردند و گفتند: (اى على ! حكميّتقرآن را بپذير و گرنه همان گونه كه عثمان را كشتيم، تو را هم خواهيم كشت. سوگندبه خدا اگر پاسخ آنها را ندهى، چنان خواهيم كرد.)
💡 در هر صورت قصران معرب کلمه ای پارسی است که با کوه و کوهستان مرتبط است و با قصر عربی مناسبتی ندارد چنانکه مسعر بن مهلهل که به عهد آل بویه از معاشران صاحب بن عباد بود قصران را مطلقاً کوه دانسته و در رساله ثانیه نوشتهاست: (... و من الری الرستاق یقال له قصران و هی جبال، شامخه عالیه…) یعنی: از ری است آن رستاق که قصران گفته میشود و آن قصران کوههای بسیار بلند و مرتفع است.