لغت نامه دهخدا
ام غیاث. [ اُم ْ م ِ ] ( ع اِ مرکب ) آسمان. || قضا و قدر. ( از المرصع ).
ام غیاث. [ اُم ْ م ِ ] ( ع اِ مرکب ) آسمان. || قضا و قدر. ( از المرصع ).
آسمان. یا قضا و قدر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کاشانینامه - احوال و آثار غیاثالدین جمشید کاشانی؛ تالیف: ابولقاسم قربانی، مرکز نشر دانشگاهی
💡 درخواستهای سید غیاثالدین مورد قبول تیمور واقع نشد و به فرمان تیمور، وی را گروگان گرفتند و سپس برای نصیحت به کمالالدین، او را بازگرداندند.
💡 سایه الطاف حق والا غیاث ملک و دین آنکه رأیش رایت از خورشید برتر میکشد
💡 صاحب اعظم غیاث ملک و دین دستور شرق آنکه با بخت جوانش هست رأی پیر یار
💡 مرا ز آدم خاکی چو نان بود میراث کجاست گرده بریان کزو رسم به غیاث
💡 غیاث دولت ابوالفتح اصلِ نصرت و فتح مظفر آنکه بدو روشن است چشم ظفر