الوده دامن
فرهنگ عمید
( آلوده دامن ) بدنام، گناهکار، بدکار.
فرهنگ فارسی
( آلوده دامن ) ( صفت ) آلوده دامان مقابل پاکدامن.
جمله سازی با الوده دامن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر لون چرخ نام شفق چون بهانه ایست او خود به خون مرد و زن آلوده دامن است
💡 تو باری ای که ره داری به گرد کعبهٔ کویش دعایی در حق کار من آلوده دامن کن
💡 مبین بصورت آلوده دامنان زنهار که خار بهتر از آن گل که در گل افتاده
💡 به باده گر بودم میل شاعرم نه فقیه سخن چه ننگ ز آلوده دامنی دارد
💡 اگرچه می رود آلوده دامن ابن حسام به ذیل عاطفت سایه ی الاه کشید