الحاق کردن
مترادفها
ملحق کردن، پیوستن، اضافه کردن، ضمیمه کردن
متضادها
جدا کردن، جدا ساختن، قطع کردن
لغت نامه دهخدا
الحاق کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیوستن. چسبانیدن. ملحق کردن. منضم کردن. رجوع به اِلحاق شود: و شرایط اشفاق بر لوازم کرم الحاق کردی. ( سندبادنامه ص 243 ).
فرهنگ فارسی
پیوستن. چسبانیدن ملحق کردن. منضم کردن.
جمله سازی با الحاق کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اولین دور انتخابات در مقدونیه شمالی پس از توافقنامه پرسپا و بدنبال حل و فصل نامگذاری صورت گرفته که پیش از آن در تاریخ ۱۷ ژوئن ۲۰۱۸ به امضا رسید. همهپرسی در ۳۰ سپتامبر برگزار شد و اکثریت رایدهندگان این توافق را تصویب کردند. اگر چه شرکت در انتخابات بسیار کمتر از حد مطلوب بود اما به دلیل تحریم سازمانیافتهای که علیه توافق پرسپا و بلوک کردن آن وجود داشت، مجمع عمومی مقدونیه به تغییر نام کشور به «مقدونیه شمالی» در ۱۱ ژانویه ۲۰۱۹ رضایت داد و یونان پس از توافق و پروتکل الحاقی ناتو آن را تصویب کرد.
💡 در گرم شدن قابل توجه روابط رسمی اسرائیل و امارات متحده عربی، اسرائیل و امارات متحده عربی رسماً در اوت سال ۲۰۲۰ توافق کردند که روابط را در معامله ای با میانجیگری ایالات متحده «عادی سازی» کنند که همچنین اسرائیل را ملزم به متوقف کردن برنامه خود برای الحاق بخشهایی از کرانه باختری، از جمله دره اردن میکرد. در بیانیه مشترک صادر شده از امارات، اسرائیل و ایالات متحده آمدهاست که سه کشور «با عادی سازی کامل روابط اسرائیل و امارات متحده عربی توافق کردهاند». مراسم امضا در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۰ برگزار شد.
💡 دولت با تصمیم به الحاق کردن استانهای جدید به قلمرو خود، قصد دارد مدیریت منابع طبیعی را در آن مناطق تقویت کند.
💡 از طریق الحاق کردن این بخش جدید به نرمافزار اصلی، کاربران میتوانند امکانات بیشتری برای مدیریت دادههای خود در اختیار داشته باشند.
💡 در حقوق بینالملل، الحاق کردن سرزمینهای جدید به یک کشور مستلزم رعایت پروتکلها و توافقهای رسمی میان طرفهای درگیر است.